تبليغاتX
 پسر تنها

یادمون باشه

 

آزادهآزادهآزاده

یادمون باشه که:

 

هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم

 

چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره

 

یادمون باشه که:

 

قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم

 

تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره

 

 یادمون باشه:

 

قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم

 

یادمون باشه:

 

هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم

 

چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره

 

 یادمون باشه:

 

اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت

 

چون زندگیش رو ازش میگیریم

  


 

نوشته شده توسط ابوطالب در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 2:5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


کسی منو ندید

وقتی گلدون خونمون شکست پدرم گفت:

قسمت این بود

مادرم گفت: حیف شد

خواهرم گفت: قشنگ بود

برادرم گفت: کاش دوتا داشتیم

اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود


 

نوشته شده توسط ابوطالب در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 2:2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


چشم ها یمان را باز کنیم

اگه نتونستی کسی رو ببخشی بخاطر بزرگی

 

 گناهش نیست، بخاطر کوچکیه قلبته

 I LOVE YOU

هنگامی که دری ازخوشبختی به روی ما بسته میشود

 

در دیگری باز میشود ولی ما اغلب

 

 چنان به در بسته چشم میدوزیم

 

  که درهای باز را نمی بینیم 


 

نوشته شده توسط ابوطالب در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ساعت 1:59 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


شوک

 بعد از دیدن برنامه شوک به این نتیجه رسیدیم که:

شب ها مسواک بزنیم .

بابا مامان رو ببوسیم.

به جای دختر بازی بریم آخوند بازی .

به جای پارتی بریم مسجد .

به جای خوندن آهنگ رپ و متال سوره حمد رو ریتمیک بخونیم 


 

نوشته شده توسط ابوطالب در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 1:47 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آخرین عکس من


 

نوشته شده توسط ابوطالب در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 ساعت 1:47 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دل من دير زماني است که مي پندارد: "دوستي" نيز گلي است، مثل نيلوفر و ناز، ساقه ترد و

 

ظريفي دارد. بي گمان سنگدل است آنکه روا مي دارد جان اين ساقه نازک را - دانسته -

 

بيازارد!


 

نوشته شده توسط ابوطالب در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 ساعت 1:29 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


راهنمای ازدواج کردن برای دختران ترشيده

 


در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه دختر خانم هاي محترم می توانند از روش های زیر استفاده کنند و البته مراقب باشند که سوءاستقاده نکنند .


۱ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خورد کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که :


اگر با من نبودش هیچ میلی           چرا ظرف مرا بشکست لیلی


نکته مهم : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آب است .


۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد .


نکته مهم : در صورت کمبود شمع میتوانید فانوس هم روشن کنید .


۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بقلش و دو دستی بگیرش که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .


نکته مهم : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .


۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی مانتوی تا زیر زانو باید بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .


نکته مهم : سانسوررررررررررررررررررررررررر رررررررر .


۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .


نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدید و بعد ترک تحصیل کنید .


۶ ـروش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .


نکته مهم : سعی کنید همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشید.


۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر با ریش گیرت بیاد .


نکته مهم : التماس دعا خواهر .


۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردند روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارند رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای
عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .


نکته مهم : می توانید روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزید .


۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بقلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش......میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است
که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند .


نکته مهم : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنید .


 

نوشته شده توسط ابوطالب در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 9:31 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دوست دارم صدای زندگی من

   بلبل باغ توام از باغ بیرونم مکن

                                      گرچه دور افتاده ام از تو

                             اما فراموشم مکن

گر طبییانه بیایی به سر بالینم به ۲ عالم ندهم لذت بیماری را


 

نوشته شده توسط ابوطالب در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 1:11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


اینم شروع سال ما بود

شکستن دل منو هر که تونست تجربه کرد

 

بازم  میگم غم هم اگر ترکم کند ، تنهای تنها میشوم


 

نوشته شده توسط ابوطالب در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 4:24 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


این اولین مطلبی امسال منه دوستان .

اون که به پاش این دل من بودو نبودشو گذاشت

نفهمیدم که چشم تو به من خیانت میکنه

دلت پیش غریبه ای ازم شکایت میکنه

من میرم بسه دیگه طاقت موندن ندارم

بین این همه گناه حس واسه خوندن ندارم

بزرگترین گناه من باور عشقت بودو بس

این آخرین ترانه مه همراه آخرین نفس

یه روز دلو دادم بهت

امروز می خوام پس بگیرم

دیگه نمی خوام دروغی برای چشمات بمیرم

تو اونی نیستی که دلم یه عمری آرزوشو داشت

اون که به پاش این دل من بودو نبودشو گذاشت

من میرم بسه دیگه طاقت موندن ندارم

بین این همه گناه حس واسه خوندن ندارم

بزرگترین گناه من باور عشقت بودو بس

این آخرین ترانه مه همراه آخرین نفس

من میرم بسه دیگه ……….


 

نوشته شده توسط ابوطالب در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 4:16 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دمه عیدی

سلام به همه دوستای خوبم 

بخصوص  اونی که خودش خوب میدونه من چقدر دوسش دارم

سال نو رو به همتون پیشاپیش تبریک میگم

تازه یادتون باشه که من اولین کسی بودم که به همتون تبریک

 علنی  گفتم

 


 

نوشته شده توسط ابوطالب در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 1:15 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تو را گم می‌کنم هر روز و پیدا می‌کنم هر شب


بدینسان، خواب‌ها را با تو زیبا می‌کنم هر شب


تبی این کاه را – چون کوه سنگین می‌کند – آنگاه


چه آتش‌ها که در این کوه بر پا می‌کنم هر شب


تماشایی است پیچ و تاب آتش، - ها ... خوشا بر من


که پیچ و تاب آتش را تماشا می‌کنم هر شب


مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست


چگونه با جنون خود مدارا می‌کنم هر شب


چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو


که این یخ کرده را از بیکسی «ها» می‌کنم هر شب


تمام سایه‌ها را می‌کِشم بر روزن مهتاب


حضورم را ز چشم شهر حاشا می‌کنم هر شب


دلم فریاد می‌خواهد – ولی در انزوای خویش


چه بی آزار، با دیوار – نجوا می‌کنم هر شب


کجا دنبال مفهومی برای عشق می‌گردی؟


که من این واژه را تا صبح معنا می‌کنم هر شب


 

نوشته شده توسط ابوطالب در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 1:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


شرح حال من


 

نوشته شده توسط ابوطالب در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 2:40 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


روش زندگی

 بازی زندگی این نیست که تاس خوب بیاریم، اینه که تاس بد رو خوب بازی کنیم


 

نوشته شده توسط ابوطالب در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 1:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


باور نکرد

بودنم را هيچ کس باور نداشت هيچ کس کاري به کار من نداشت

 بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم زيبا وقشنگ انکه

 خوابيده در اين گور سرد بودنش را هيچ کس باور نکرد .


 

نوشته شده توسط ابوطالب در شنبه بیست و دوم دی 1386 ساعت 3:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


چه کنم که تو رفتی

تو به من خنديدي

 و نميدانستي

 من به چه دلهره از باغچه همسايه

                                                        سيب را دزديدم.

 باغبان از پي من تند دويد

 سيب را دست تو ديد

 غضب آلوده به من كرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

 و تو رفتي و هنوز

 سالهاست كه در گوش من آرام آرام

 خش خش گام تو تكرار كنان

                                                          مي دهد آزارم

 و من انديشه كنان

 غرق اين اين پندارم

 كه چرا

                                 خانه كوچك

                                                         ما سيب نداشت!

                                              (حميد مصدق)


 

نوشته شده توسط ابوطالب در چهارشنبه سی ام آبان 1386 ساعت 2:31 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


چی بگم وقتی حرفی واسه گفتن نیست

بعضی وقتا می خوای بگی و بنویسی هر چی تو دلت اما تا می خوای بگی نمی تونی ٬ نمی شه می دونی چرا؟

چون بعضی چیزارو نه میشه نوشت و نه میشه گفت. توام این طوری هستی نه؟

 

                                به یاد آرزوهایی که رفت بر باد 
                 سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد ...


 

نوشته شده توسط ابوطالب در چهارشنبه سی ام آبان 1386 ساعت 2:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


بی مقدمه ......

 

تب كرده ام و حسّ درد توي چشم هام

بغضي كه در گلو و اشك هاي ناتمام

يك روز مي روي و من دوباره بي غزل

طي مي كنم تمام روزها و لحظه هام

من دفن مي شوم ميان خاطرات تو

يك گور و دختري كه ضجه مي زند مدام

تب كرده ام و اشك روي صورتم چقدر...

لعنت به زندگي، به من، به عشق هاي خام

تو مي روي و شاعريم رو به خاتمه ست

تو رفته اي و شعر هم نگفته اي برام

حالا براي زندگي ام نقشه مي كشم

تب مي كنم و حسّ درد توي چشم هام... .

 


 

نوشته شده توسط ابوطالب در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 1:51 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


من تو را مي خواهم نه خيالت را

 

 هيچگاه آخرين نگاهت را فراموش نمي کنم نگاهي سرشار از عشق صميميت و محبت .امروز سالها از آن

روز مي گذرد ولي تو هر گز بر نگشته اي ..صدايت در گوشم زمزمه مي شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولي  

 من تو را مي خواهم نه خيالت را

 


 

نوشته شده توسط ابوطالب در پنجشنبه دهم آبان 1386 ساعت 5:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سالروز تولد منم مبارک

امروز یعنی ۱۰/۸/۸۶ مصادف هستش با سالروز تولد من

اینو نگفتم که خیال کنید انتظار دارم واسم پیام تبریک بفرستید

فقط کسی که همه کسم بوده و خواهد بود از من خواست که این عکسو تو وب به عنوان اخرین عکس موجود از خودم بگذارم

 


 

نوشته شده توسط ابوطالب در پنجشنبه دهم آبان 1386 ساعت 5:6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting